تبليغاتX
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
یکشنبه یازدهم مرداد 1388
قدم اول دوقدم مانده به صبح شنبه‌ها؛ شبیه یک معجزه در این شنبه‌ی عجیب!
داشتم مصاحبه‌ی محمود شهریاری با ایراندخت را می خواندم. رسیدم به آنجا که گفته بود مجری‌های منتخبش: جواد آتش افروز، اسماعیل میرفخرایی و محمد صالح علاء هستند. یه دفعه از جا پریدم. یادم رفته بود امروز شنبه است و من عاشق قدم اول و مخصوصاً شعرخوانی‌های استاد رشید کاکاوند در دو قدم مانده به صبح شنبه شب‌هام.

موضوع:«شعر کودک» با حضور «مصطفی رحماندوست». و این درست همان چیزی بود که می‌توانست آن شنبه‌ی عجیب غریب و افسرده کننده‌ی من (ما؟!) را التیام ببخشد.
همیشه وقتی مصاحبه‌های رحماندوست را می‌بینم/می‌شنوم آنقدر به وجد می‌آیم که دلم می‌خواهد کودکی داشته باشم و همین‌قدر عاشقانه و البته هوشمندانه تربیتش کنم. حالا افسوس می‌خورم که چرا آن روز که دو کتاب «بازی با انگشتها» را برای دو دخترخاله‌ی در شرف به دنیا آمدن و 4 ساله ام خریدم و دادم به او که برای این کودکان دوست‌داشتنی زندگیم، امضایشان کند، به فکرم نرسید، جلد سومی هم برای کودک آینده‌ی خودم بخرم و بدهم برایش امضا کند.

دو قدم مانده به صبح، مخصوصاً آن قدم اول شنبه شب‌ها از آن نوع برنامه‌هاست که پتانسیل‌های خوب رسانه‌ی دولتی را به آدم یادآوری می‌کند. امکانات و پتانسیل‌های گسترده‌ای که هر وقت در اختیار آدم‌های هوشمند قرار گرفته، نتیجه، شاهکارهایی بوده‌اند که باعث شده مخاطب شاکی «رسانه میلی» کمی آرام شود و به وجد بیاید. طعم شیرین «شب‌های برره»، «باز هم زندگی»، «فرش واژه»
، «نقره»، «همه‌ی بچه‌های من»و «دو قدم مانده به صبح» تا همیشه در یادها خواهد ماند... سپاسگزارم محمد رحمانیان، مرضیه برومند، مسعود فروتن، محمد صالح علاء، رشید کاکاوند، منصور ضابطیان، بیژن بیرنگ، مسعود رسام و... سپاسگزارم آدم‌های هوشمندِ صبورِ دوست‌داشتنی سرزمین من!
نوشته شده توسط نفیسه در 19:16 | Balatarin | | لینک به این مطلب