پدربزرگ! بینهایت سپاسگذارم که برایمان هدیهای به این سبزی و باشکوهی گذاشتی. روحت شاد!

1- پسرخالهی شیطون و بازیگوش آلبالویی آورده. میگوی:«بیا از این عکس بگیر. از من نه! از این بگیر!»
2- توت! این میوهی شیرین لذت بخش! و «توتتکانی» این فعل بانمک!
3- و دستهای قرمز بعد از یک فصل توت سیاه خوری کیفآلود!

4- واای که من عاشق عکس ماکروگرفتن از گلهای کوچک بامزهی باغم! یه نمایشگاه اختصاصی واسهی اینا باید گذاشت!(فکر نمیکردم قاصدکها اینقدر خوش عکس باشند!)

5- فندق و پسته و گردوی تازه! عااشقشونم!!...چه کسی میتواند از لذت شکستن و خوردن گردوی تازه، زیر سایهی دلپذیر درخت گردو، بگذرد؟!
6- بدی درخت آلوچه اینه که نمیتونی زیاد بری بالا و اون آلوچه غولپیکرهای نوک شاخه را بچینی ولی خوبیش اینه که آنقدر شاخههاش انعطاف پذیرن که میتونی بدون ترس از شکستن، شاخه را خم کنی و از روی زمین آلوچه بچینی!
7- لذت قدم زدن توی جوی آب تا چشمه...
|+|به اشتراک گذاری: ۱مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار (بدون ف.یل.ت.ر)، دودردو
|+|لینکهای مرتبط:موج سبز-وبلاگستان را سبز کنیم!
| | لینک به این مطلب
|+|موضوع: تصویرنوشتهها
|+|شرینگ: یک مرتبه
|+|لینکدهندهها: بازنگار
| | لینک به این مطلب
« 15 اردیبهشت روز شیراز، شهر عشق و شراب و بهارنارنج، مبارک باد»
از همان سفر کوتاه چند روزهی بینظیر بود که عاشق این شهر شدم. باران و عطر بهار نارنج و حافظ و سعدی و گل و بلبل و فالوده! همهی اینها کافیاند برای عاشقیت. کافی نیستند؟!...
دیشب «شیراز» را در حافظ جستجو کردم. 14 بار این نام در اشعار حافظ تکرار شده. از میان آنها، این چند بیت را که مناسبترند برای امروز، انتخاب کردهام...
+ شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
+ شیراز معدن لعل است و کان حسن من جوهری مفلسم ایرا مشوشم
+ خوشا شیراز و وضع بیمثالش خداوندا نگه دار از زوالش
+ به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
+ همی رویم به شیراز با عنایت بخت زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
+ دلا رفیق سفر بخت نیک خواهت بس نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
+ هـوای منـزل یار آب زندگـانی ماست صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
+ اگر چه زندهرود آب حیات است ولی شیراز ما از اصفهان به (عمراً!)
| | لینک به این مطلب البته هنوز هم از درخت بالا میروم! اینبار هم که برادر محترم، یا همان عاشق قدیمی گروه پارکور*(!)، حسابی هواییام کرد و نتیجهاش شد این عکس. تا به حال از تیر چراغ برق بالا نرفته بودم که آنهم میسر شد! کیف دارد! بالا بالا بالاتر...
*:اگر میخواهید درباره ورزش عجیب، جالب، شگفت و هیجانانگیز «پارکور» بدانید، بفرمایید یه نگاه کوچولو به این مکانها بیندازید، لطفاً!( پارکور چیست؟/ گزارشی از گروه ایرانی پارکور/ سایت گروه پارکور ایرانی)
| | لینک به این مطلب به هر روی، آن تور عکاسی برفی که گفتهبودم، مهیا شد. کمی کتاب دیدیم، ناهار خوردیم و عکس برفی گرفتیم. ایناهاش:
پیوندهای مرتبط:
- عکسهای زیبای آکو سالمی
- عکسهای زیبای ایمان ضیابری از جشنواره مجسمههای برفی رشت
- آلبوم عکسهای برفی فوق زیبای خودم- تور 3ساعته عکاسی پارسال

- آلبوم عکسهای برفی خودم- امسال
- عکسهای پریزاد گودرزی از اصفهان برفی( ۱ - ۲ )
- عکسهای علی جورابچی از تهران برفی( ۱ - ۲ )
| | لینک به این مطلب جواب: جفتشون سر ذوق مییان و باهم تور عکاسی میگذارند!
و این دقیقاً کاری بود که من و پریزاد عزیز کردیم.
یکی از کسلکنندهترین کارهای دنیا اینه که تو دوربین نداشتهباشی و با یک عشق عکاسی همسفر بشی! واقعاً دیوانهکننده است هم برای عکاس که مدام باید غرزدنهای همراه را تحمل کنه و لذت عکاسی از بین میره و هم برای همراه که مدام باید منتظر عکاس باشه تا کادر دلخواهش را ببنده، عکس بگیره و...
اما اگر دو تا عکاس با هم عکس بگیرند واقعاً تجربه عالییه... مخصوصاً اینکه در اصفهان بخواهی عکاسی کنی و از پاییز!... فوقالعاده است... میتوانی ساعتها در پارکها بگردی.... ما مادی نیاسرم و پارک بعد از پلهای غدیر را برای این تور عکاسی انتخاب کردیم.
- این سگ کوچولوی بانمکِ سه ماهه، آمده بود تا روی چمنهای مادی نیاسرم بازی کنه. خانم و آقای صاحبش هم از پنجرهی خانهشان مراقبش بودند. رفتیم تا ازش چند تا عکس بگیریم. نشسته بودم، میخواستم چند تا عکس بانمک بگیرم. خانوم صاحب، گفت:«صداش بزنید: عسل! نگاهتون میکنه.»... چندبار تکرار کردم، عسل! یک دفعه، پرید به طرفم و من که سریع خودم را کشیدم عقب و...
- چندتا پیرمرد بامزه هم توی پارک دیدیم که نشسته بودند، ورق بازی میکردند، قلیون میکشیدند، چای میخوردند و خاطره تعریف میکردند. خیلی جمع بانمکی بود!... «سَق نَزِن! خشتِس!»
- داشتیم از برگ خشکهای روی زمین عکس میگرفتیم. یک نفر موتوری میآید با لحن «مسئولانه»ای میگوید:«میشه بپرسم برای چی از این برگها عکس میگیرید؟!»... کاش میفهمیدم این رسم متلک گفتن چه دردی را دوا میکنه؟!...
خلاصه این که از صدو خردهای عکس پاییزی که در تور 2ساعتهی «به دنبال پاییز»! گرفتم، این چند تا را براتون اینجا میگذارم.
-->لینک به آلبوم عکسهای پاییزی اصفهان (مجموعه ۱۸عکس با موضوعات:سگ کوچولو، نماهای زیبایی از پل خواجو، عکاسی سایهها، ردیف درختان رنگین پاییزی، کشتی چوبی و...)
| | لینک به این مطلب عکاسی از حشرات... اصولاً علاقهی وافری به عکاسی میکرو دارم و خب این بازیگران کوچک هم خیلی خوب و رامند و جان میدهند برای عکاسی!
عزیزان من! این تیتر را در اصل فقط به دلیل اینکه « کلیک خورش ملس بود» نوشتم! لطفاْ، استدعا داریم ما را برای این جنایات ستمگرانه عفو فرمایید. اظهار ندامت میکنیم. اظهار پشیمانی!![]()
![]()
(بازنگار/بالاترین/بیشترین)
لینک به آلبوم:۱۶عکس جذاب از سه بازیگر حرفهای!! ---> My Artists:insects!
| | لینک به این مطلب 





















